ده راه شناخت خداوند؛ چگونه خدا را بشناسیم و به خدا نزدیک شویم؟
ده راه شناخت خداوند فقط به خواندن چند مطلب مذهبی یا انجام ظاهری عبادت محدود نمی شود. شناخت خدا میتواند از جایی آغاز شود که انسان می پذیرد همه چیز در اختیار او نیست، اما می تواند تلاش کند، به خدا پناه ببرد و به قدرتی بزرگ تر از خودش اعتماد داشته باشد. در نگاه دکتر ملک پور، ایمان واقعی در زمان سختی ها خودش را نشان می دهد؛ همان جایی که انسان باید میان ترس و توکل، میان وابستگی به آدم ها و اعتماد به حقیقت، و میان حرف زدن درباره ایمان و زندگی کردن با ایمان تفاوت بگذارد.
در این مقاله با ۱۰ راه شناخت خداوند آشنا می شویم و به پرسش هایی مانند «چگونه خدا را بهتر بشناسیم؟»، «توکل واقعی چیست؟»، «چرا نباید ایمان خود را به انسان ها گره بزنیم؟» و «چگونه در زندگی روزمره شکرگزار باشیم؟» پاسخ میدهیم. شما عزیزان می توانید در مورد شناخت خداوند و راه های رسیدن به آرامش اطلاعات کامل تری را در وب سایت موفقیت موسسه ملک پور کسب نمایید.
پادکست موسسه موفقیت دکتر ملک پور در خصوص خدا
ده راه شناخت خداوند در یک نگاه
|
10 راه شناخت خدا |
اثر |
|
۱. پذیرفتن قدرت خدا |
همه سرنوشت در کنترل انسان نیست. |
|
۲. پناه بردن به خدا |
توکل یعنی تکیه واقعی بر خدا. |
|
۳. ایمان در سختی ها |
ایمان واقعی در بحران خودش را نشان میدهد. |
|
۴. شناخت معنای «لا إله إلا الله» |
هیچ قدرتی بالاتر از خدا نیست. |
|
۵. اعتماد به هدف زندگی |
انسان بی هدف به دنیا نیامده است. |
|
۶. جدا کردن حقیقت از انسان ها |
آدم ها را با حق بسنجید. |
|
۷. یادگیری از داستان حضرت ابراهیم |
آتش می تواند به گلستان تبدیل شود. |
|
۸. شناخت خدا از راه شکرگزاری |
برای داشته های ساده زندگی شکرگزار باشیم. |
|
۹. دیدن خدا در محبت و معرفت |
ایمان باید انسان را مهربان تر کند. |
|
۱۰. تبدیل ایمان به زندگی |
ایمان فقط حرف و ظاهر نیست. |
1. بپذیریم که همه چیز در اختیار ما نیست
پذیرش محدودیت های انسان در برابر اتفاقات و سرنوشت، یکی از مهم ترین قدم ها برای شناخت خداوند است.
ما برای زندگی خود برنامه ریزی میکنیم و تلاش می کنیم، تصمیم می گیریم و برای رسیدن به اهدافمان اقدام می کنیم؛ اما آیا واقعاً می توانیم سرنوشت را به طور کامل تعیین کنیم؟
از نگاه دکتر ملک پور، این موضوع بسیار روشن بیان می شود:
“من و شما نیستیم که زندگی را می سازیم یا سرنوشت تعیین می کنیم. ما داریم تلاش می کنیم و به خدا پناه میبریم.”
این جمله به معنای دست کشیدن از تلاش نیست. اتفاقاً انسان باید وظیفه خودش را انجام دهد؛ اما در کنار تلاش، بداند که همه عوامل زندگی در اختیار او نیستند.
همین پذیرش میتواند اولین قدم برای توکل باشد.
۲. به خدا پناه ببریم؛ توکل واقعی یعنی چه؟
پناه بردن به خدا زمانی معنا پیدا می کند که انسان در کنار تلاش، نتیجه را تنها به توانایی و قدرت محدود خودش وابسته نداند. وقتی انسان می گوید «به خدا توکل کردم»، آیا واقعاً دلش را به خدا سپرده یا فقط این جمله را بر زبان می آورد؟
توکل زمانی معنا پیدا می کند که انسان در کنار تلاش، نتیجه را کاملاً به قدرت محدود خودش وابسته نکند. این مفهوم با جمله ای ساده مطرح می شود:
“وقتی به خدا پناه می بریم، یعنی خدا همه چیزه.”
اگر انسان خدا را قدرت مطلق بداند، دیگر هیچ اتفاقی را بالاتر از قدرت خدا تصور نمیکند. این نگاه میتواند در زمان مشکلات بسیار مهم باشد؛ زیرا انسان به جای اینکه تمام امید خود را به یک شخص، پول، شغل یا شرایط خاص گره بزند، می داند قدرتی بزرگ تر از همه این عوامل وجود دارد.
ویدئو وبسایت موفقیت در خصوص قدرت پنهان ایمان
۳. ایمان واقعی را در سختی ها امتحان کنیم
ایمان واقعی بیش از هر زمان دیگری در روزهای سخت زندگی خودش را نشان می دهد؛ زمانی که آرامش و اعتماد انسان با یک بحران جدی روبهرو می شود. در روزهایی که همه چیز خوب پیش می رود، ایمان داشتن آسان تر است. اما وقتی یک اتفاق ناگهانی زندگی ما را به هم می ریزد، مشخص می شود که ایمان ما چقدر عمیق است.
- آیا با کوچک ترین مشکل تمام آرامش خود را از دست می دهیم؟
- آیا با یک شکست تصور می کنیم خدا ما را رها کرده است؟
- یا همچنان می توانیم تلاش کنیم و به خدا اعتماد داشته باشیم؟
در اینجا تأکید می شود که ایمان نباید فقط ظاهر داشته باشد؛ زیرا اگر با کوچک ترین تکان زندگی، تمام وجود انسان از ترس و اضطراب پر شود، لازم است روی ایمان خود بیشتر کار کند. ایمان واقعی قرار نیست انسان را از تمام مشکلات زندگی نجات دهد؛ اما می تواند نگاه او را به مشکلات تغییر دهد.
۴. « لا إله إلا الله» را عمیقتر بفهمیم
درک عمیق تر معنای «لا إله إلا الله» می تواند نگاه انسان را به قدرت، وابستگی و رابطه او با خداوند تغییر دهد. یکی از مهم ترین عبارت هایی که در کلام آقای دکتر ملک پور به آن اشاره می شود:
« لا إله إلا الله »
یعنی: هیچ معبودی جز خدای یکتا نیست. اما اگر این جمله را عمیق تر نگاه کنیم، فقط یک عبارت برای تکرار کردن نیست. یعنی هیچ قدرتی نباید در ذهن ما جای قدرت مطلق خدا را بگیرد.
- نه یک انسان.
- نه پول.
- نه مقام.
- نه ترس.
- نه یک شکست.
- و نه حتی یک اتفاق ناگوار.
بنابراین:
« هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست.»
این باور می تواند نگاه انسان را نسبت به بسیاری از وابستگی های زندگی تغییر دهد.
۵. باور کنیم زندگی بی هدف نیست
باور به هدفمند بودن زندگی می تواند یکی از مهم ترین مسیرهای تأمل درباره خداوند و معنای آفرینش باشد. یکی از نکات مهم متن ویدیو این است که انسان به شکل تصادفی و بی هدف وارد زندگی نشده است.
«این جهان بی هدف نیست و ما هم بی هدف به این دنیا نیامده ایم.»
این نگاه میتواند سؤال مهمی ایجاد کند:
من برای چه زندگی می کنم؟
اگر زندگی فقط مجموعه ای از کار کردن، پول درآوردن، خرید کردن، نگرانی و تکرار روزها باشد، احتمالاً در جایی از مسیر احساس خلأ خواهیم کرد. شناخت خداوند می تواند انسان را به فکر کردن درباره هدف، ارزش ها و معنای زندگی دعوت کند. شاید یکی از مهم ترین مراحل خداشناسی همین باشد که انسان از خودش بپرسد: ” هدف من از زندگی چیست؟ “
6. حق را در آدم ها جست وجو نکنید
جست و جوی حقیقت در رفتار و شخصیت انسان ها می تواند باعث شود گاهی میان خود حقیقت و کسانی که از آن صحبت میکنند، اشتباه ایجاد کنیم.
«گاهی ایمان ما به یک انسان وابسته می شود.»
یک استاد، یک فرد مذهبی، یک دوست، یک شخصیت محبوب یا حتی کسی که سال ها به او اعتماد داشته ایم. بعد اگر آن فرد اشتباه کند، تصور می کنیم تمام چیزی که به آن ایمان داشته ایم اشتباه بوده است. در حالی که باید میان حقیقت و انسان ها تفاوت بگذاریم. پیام ایشان بسیار روشن است:
«حق را در آدم ها جست و جو نکنید؛ حق را معیار قرار دهید و آدم ها را با آن بسنجید.»
این نگاه به ما کمک میکند ایمان خود را به رفتار یک انسان وابسته نکنیم. اگر خودمان نیز اشتباه کردیم، باید بتوانیم بگوییم: «اینجا اشتباه از من بود.»
اعتراف به اشتباه، مخالف ایمان نیست؛ می تواند نشانه صداقت انسان با خودش و حقیقت باشد.
از داستان حضرت ابراهیم چه می توان یاد گرفت؟
داستان حضرت ابراهیم یکی از نمونه های مهمی است که مفهوم توکل، ایمان و اعتماد به قدرت خداوند را در شرایط دشوار نشان می دهد. ابراهیم را تهدید کردند که او را در آتش خواهند انداخت؛ اما او به جای تسلیم شدن در برابر ترس، به قدرت خدا اعتماد کرد. و در نهایت: خداوند آتش را برای ابراهیم گلستان کرد.
این داستان فقط یک روایت تاریخی نیست؛ می توان آن را به زندگی امروز نیز ارتباط داد. گاهی انسان خودش را وسط یک «آتش» می بیند: مشکل مالی، شکست، از دست دادن شغل، یک تصمیم دشوار یا اتفاقی که تصور می کند زندگی اش را نابود کرده است. اما پیام این مثال می تواند این باشد:
«آتش زندگی شما هم با توسل و توکل بر خدا به گلستان تبدیل می شود.»
منظور این نیست که هر مشکل دقیقاً به همان شکلی که ما می خواهیم حل خواهد شد. بلکه یعنی نباید در لحظه سختی، قدرت خدا را فراموش کنیم.
۸. شکرگزاری را از زندگی روزمره شروع کنیم
شکرگزاری برای داشته های ساده و روزمره می تواند نگاه انسان را از تمرکز دائمی بر کمبودها به سمت دیدن نعمت های زندگی تغییر دهد. برای شناخت خداوند لازم نیست همیشه به دنبال اتفاق های خارق العاده باشیم. گاهی کافی است به چیزهایی توجه کنیم که هر روز از کنارشان عبور می کنیم. ما باید همیشه : «همینطور که راه می رویم، شکرگزار باشیم.»
- برای نفس کشیدن.
- برای فرصت زندگی.
- برای خانواده.
- برای امکان دوباره شروع کردن.
- برای چیزهایی که داریم.
- شکرگزاری به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست.
ممکن است انسان مشکل مالی داشته باشد و در همان زمان برای چیزهای دیگری که در اختیار دارد شکرگزار باشد. شکرگزاری یعنی تمام زندگی را فقط از زاویه کمبودها نبینیم.
۹. خدا را در محبت، معرفت و انسانیت جست و جو کنیم
محبت، معرفت و انسانیت می توانند از نشانه هایی باشند که نشان می دهند ایمان و شناخت خداوند تا چه اندازه در رفتار انسان اثر گذاشته است. شناخت خداوند فقط با کلمات اتفاق نمی افتد. اگر ایمان باعث شود انسان مهربان تر، آرام تر، صادق تر و بخشنده تر شود، می توان گفت این باور در رفتار او نیز اثر گذاشته است. در اینجا درباره نگاه به دین نیز نکته مهمی مطرح می شود:
«اسلام را فقط در رفتار کسانی که نام اسلام را بر خود گذاشته اند جست و جو نکنید.»
به همین دلیل می توان مولانا و بایزید بسطامی را به عنوان نمونه هایی از عشق و معرفت یادکنیم. برای شناخت حقیقت، فقط به برچسب انسان ها نگاه نکنیم؛ اخلاق، محبت، معرفت و رفتار آنها را نیز ببینیم.
۱۰. ایمان را از ظاهر به زندگی وارد کنیم
تبدیل ایمان به بخشی از زندگی روزمره زمانی اتفاق می افتد که باورهای درونی انسان در رفتار و تصمیم های او نیز دیده شوند. ایمان فقط تسبیح در دست گرفتن و تکرار کلمات نیست. اگر انسان می گوید به خدا اعتماد دارد، این اعتماد باید در زمان سختی نیز خودش را نشان دهد. اگر می گوید خدا مهربان است، این مهربانی باید در رفتار خودش با دیگران نیز دیده شود. اگر می گوید خدا را دوست دارد، این محبت نباید فقط در حرف باقی بماند. شاید مهم ترین سؤال این باشد:
آیا فقط می گوییم به خدا ایمان داریم یا واقعاً با ایمان زندگی میکنیم؟
در اینجا این مفهوم به زیبایی مطرح میشود:
« عشق باید به حقیقت و خداوند پیوند بخورد؛ عشقی که انسان را بزرگ تر، آرام تر، مهربان تر و صادق تر کند.»
این شاید یکی از عمیق ترین معیارهای شناخت خدا باشد: اینکه باور ما چه تغییری در خود ما ایجاد کرده است.
خدا را با چه نامی صدا میزنیم؟
نام هایی که برای خداوند در فرهنگ ها و زبان های مختلف به کار می روند، می توانند متفاوت باشند؛ اما در نهایت اصل موضوع، توجه انسان به حقیقتی فراتر از خودش است. یکی از نکات قابل تأمل در اینجا این است که نامی که انسان برای خدا به کار می برد، نباید باعث شود اصل حقیقت را فراموش کنیم. خداوند می تواند با نام های مختلف در فرهنگ ها و زبان های گوناگون مورد خطاب قرار گیرد. موضوع اصلی، ایمان به حقیقتی بزرگ تر از خود انسان است. همان طور که در متن آمده:
مهم نیست خدا را با چه نامی صدا می زنیم؛ مهم این است که به حقیقتی بزرگ تر از خودمان ایمان داشته باشیم. این نگاه می تواند انسان را از درگیری های ظاهری دور کند و به اصل رابطه با خدا توجه دهد.
« نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم؟ حرف دگر یاد نداد استادم»
خدا مهربان است؛ شما به چه زبانی خدا را حمد میکنید؟
حمد خداوند می تواند تنها با کلمات و دعا نباشد و در رفتار، شکرگزاری، محبت و نوع برخورد ما با دیگران نیز خودش را نشان دهد. این سؤال یکی از زیباترین قسمت ها است:
«شما به چه زبانی خدا را حمد میکنید؟»
- با حرف؟
- با رفتار؟
- با شکرگزاری؟
شاید پاسخ این سؤال برای هر انسان متفاوت باشد. ممکن است یک نفر با دعا خدا را حمد کند و دیگری با کمک به یک انسان نیازمند. یکی با شکرگزاری و دیگری با بخشش. مهم این است که رابطه با خدا فقط در کلمات باقی نماند.
چگونه با خدا عهد ببندیم؟ برای دیدن این مقاله کلیک کنید.
آیا می توان از دین فاصله گرفت چون بعضی افراد رفتار بدی دارند؟
قضاوت درباره دین تنها بر اساس رفتار بعضی افراد می تواند باعث شود میان اصل یک باور و عملکرد پیروان آن تفاوت قائل نشویم. بهتر است میان اصل یک باور و عملکرد انسان هایی که خود را پیرو آن می دانند تفاوت بگذاریم. اگر فردی به نام دین رفتار اشتباهی انجام دهد، نمی توان آن رفتار را معیار کامل قضاوت درباره خدا یا حقیقت دانست. به همین دلیل، پیام «حق را در آدم ها جست و جو نکنید» در اینجا اهمیت بیشتری پیدا میکند.
«آدم ها می توانند اشتباه کنند. اما حقیقت نباید صرفاً با اشتباه انسان ها سنجیده شود.»
چگونه خدا را در زندگی روزمره احساس کنیم؟
قضاوت درباره دین تنها بر اساس رفتار بعضی افراد می تواند باعث شود میان اصل یک باور و عملکرد پیروان آن تفاوت قائل نشویم. شناخت خداوند قرار نیست فقط در زمان دعا یا حضور در یک مکان مذهبی اتفاق بیفتد. می توان آن را در زندگی روزمره نیز تمرین کرد:
|
موقعیت روزمره |
تمرین خداشناسی |
|
هنگام راه رفتن |
شکرگزاری |
|
هنگام مشکل |
توکل |
|
هنگام ترس |
یادآوری قدرت خدا |
|
هنگام موفقیت |
فروتنی و شکر |
|
هنگام اشتباه |
پذیرفتن مسئولیت |
|
هنگام دیدن طبیعت |
تفکر درباره آفرینش |
|
هنگام برخورد با انسانها |
دیدن حقیقت فراتر از افراد |
|
هنگام ناامیدی |
یادآوری بیهدف نبودن زندگی |
بخوانید: حضور خدا در زندگی
یک تمرین ساده برای شناخت بهتر خداوند
امروز فقط چند دقیقه توقف کنید و این پنج سؤال را از خودتان بپرسید:
- این روزها بیش از حد به چه چیزی یا چه کسی وابسته شده ام؟
- وقتی مشکلی پیش می آید، اولین تکیه گاه من چیست؟
- آیا رفتار یک انسان باعث شده درباره اصل ایمانم قضاوت کنم؟
- امروز برای چه چیزی می توانم شکرگزار باشم؟
- اگر واقعاً باور داشته باشم هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست، چه تغییری در رفتار امروز من ایجاد می شود؟
پاسخ صادقانه به همین پنج سؤال می تواند شروع یک مسیر جدی برای شناخت خداوند باشد.



