اهمال کاری در تصمیم گیری

چرا تصمیم های بزرگ را مدام عقب می اندازیم؟ بررسی علمی عقب انداختن تصمیم

عقب انداختن تصمیم مهم را خیلی‌هایمان تجربه کرده‌ایم؛ آن لحظه‌هایی که باید یک انتخاب سرنوشت‌ساز بکنیم، اما به جای آن، کار را می‌اندازیم به فردا و فرداها. شاید فکر کنیم این کارمان از روی تنبلی است یا بی‌حوصلگی، اما واقعیت چیز دیگری است.
پشت این تأخیر همیشگی، کلی دلیل روانی پنهان شده؛ از ترس از اشتباه گرفته تا کمال‌گرایی و نگرانی از ناشناخته‌ها. اگر تو هم گاهی در دوراهی‌های زندگی می‌مانی و نمی‌دانی چرا نمی‌توانی تکلیفت را روشن کنی، جای درستی آمده‌ای. اینجا می‌خواهیم ساده و بی‌تکلف ببینیم چه خبر است و چطور می‌شود از این چرخه خارج شد.

در این مطلب می‌خوانیم

عقب انداختن تصمیم های بزرگ دقیقاً یعنی چه؟

عقب انداختن تصمیم‌های بزرگ به وضعیتی گفته می‌شود که فرد با وجود آگاهی از لزوم انتخاب میان گزینه‌های مهم و سرنوشت‌ساز، مدام آن را به زمان دیگری موکول می‌کند.

این پدیده فراتر از یک تأمل ساده و محتاطانه است؛ در واقع نوعی اهمال کاری در تصمیم‌گیری محسوب می‌شود که طی آن فرد در چرخه‌ای از بررسی مداوم، گردآوری اطلاعات تکراری و مشورت‌های بی‌نتیجه گرفتار می‌آید و هرگز به مرحله اقدام نهایی نمی‌رسد.

در این حالت، فرد معمولاً با خود می‌گوید که شاید در آینده شرایط مساعدتر شود، اطلاعات بیشتری به دست بیاورد یا حتی مسئله به خودی خود حل شود، در حالی که این تعلل ورزی تنها به پیچیدگی موضوع می‌افزاید.

علت اصلی اهمال کاری در تصمیم‌گیری معمولاً به عوامل روانشناختی متعددی بازمی‌گردد که از مهم‌ترین آنها می‌توان به ترس از عواقب انتخاب و هراس از شکست یا پشیمانی اشاره کرد.

همچنین کمال‌طلبی افراطی و انتظار برای فرارسیدن لحظه‌ای کاملاً ایده‌آل، احساس عدم آمادگی و تصور ناکافی بودن دانش و تجربه، و اضطراب ناشی از پذیرش بار مسئولیت تصمیم، همگی دست به دست هم می‌دهند تا فرد را از عبور از مرحله تردید و ورود به مرحله اقدام بازدارند.

تعلل در برابر تصمیمات مهم، پیامدهای منفی قابل توجهی به همراه دارد که از جمله آنها می‌توان به از دست رفتن فرصت‌های ارزشمند به دلیل تأخیر در انتخاب اشاره کرد. علاوه بر این، استرس و اضطراب ناشی از تصمیم‌نگرفتن، همواره با فرد همراه است و آرامش ذهنی او را مختل می‌کند.

در نهایت گاهی گذر زمان، شرایط را به گونه‌ای رقم می‌زند که فرد عملاً حق انتخاب خود را از دست می‌دهد و شرایط بیرونی به جای او تصمیم می‌گیرند، در حالی که شاید بهتر باشد بپذیریم هیچ‌گاه نمی‌توان با اطمینان کامل و صددرصدی دست به انتخاب زد و گاهی شجاعت تصمیم‌گیری، حتی در شرایط ابهام، ارزشمندتر از تعللی است که ما را از پیشرفت بازمی‌دارد.

در این مقاله از سایت موفقیت آقای دکتر ملک پور به بررسی علت های عقب انداختن تصمیم های بزرگ می پردازیم.

عقب انداختن تصمیم

مغز ما چرا از تصمیم های بزرگ می ترسد؟

بیایید صادقانه نگاه کنیم؛ وقتی پای یک تصمیم بزرگ وسط می‌آید، انگار یک جای کارمان می‌گیرد. این که چرا تصمیم نمی گیریم و چرا عقب انداختن تصمیم مهم برای ما عادی شده است؟، ریشه در همان لایه‌های پنهان ذهن مان دارد که دوست ندارد از منطقه امن بیرون بزند.

مغز ما در اصل یک موجود تنبل و محتاط است؛ کار اصلی اش این است که ما را زنده و بی‌خطر نگه دارد. وقتی با یک تصمیم بزرگ روبرو می‌شویم، ناخودآگاه آن را با یک خطر بزرگ اشتباه می‌گیرد.

مثلاً انتخاب بین دو شغل یا تصمیم برای شروع یک رابطه جدی، برای ذهن ما همان قدر ترسناک است که یک شکارچی در کمین نشسته باشد. نتیجه اش هم همین تعلل در تصمیم گیری می‌شود؛ یعنی همان حسی که می‌گوید “هنوز وقت هست، بذار بعداً فکر کنم”.

اما چرا این اتفاق می‌افتد؟ چون مغز از ناشناخته ها وحشت دارد. در شرایط عادی، همه چیز قابل پیش‌بینی است و خیال مان راحت، ولی یک تصمیم بزرگ یعنی ورود به سرزمین ناشناخته.

اینجا پای ترس از تصمیم گیری به میان می‌آید؛ می‌ترسیم اشتباه کنیم، می‌ترسیم فرصت بهتری را از دست بدهیم، می‌ترسیم دیگران قضاوت مان کنند. برای همین ترجیح می‌دهیم فعلاً در همان وضعیت فعلی بمانیم، حتی اگر عالی نباشد، چون دست کم آشناست و بلدیم چطور باید با آن کنار بیاییم.

نکته جالب اینجاست که این عقب انداختن تصمیم مهم خودش کلی انرژی از ما می‌گیرد. شاید فکر کنیم با تصمیم نگرفتن، از استرس دور می‌شویم، ولی در واقع آن تصمیم حل‌نشده مدام ته ذهن مان می‌ماند و مثل یک ویروس پس‌زمینه، انرژی روانی ما را می‌خورد.

اگر دقت کرده باشید، گاهی بعد از اینکه بالاخره یک تصمیم سخت را می‌گیریم، کلی احساس سبکی می‌کنیم، حتی اگر نتیجه اش عالی نباشد. چون بالاخره مغزمان از آن وضعیت بلاتکلیفی وحشتناک بیرون آمده است.

پیشنهاد می کنیم مقاله چگونه شکست را به انگیزه تبدیل کنیم؟ را بخوانید و بیشتر با نحوه تبدیل شکست به انگیزه آشنا شوید.

دلایل اصلی عقب انداختن تصمیم ها

دلایل اصلی عقب انداختن تصمیم‌ها معمولاً به چند مسئله ساده اما مهم برمی‌گردد که ریشه در روان‌شناسی ما دارد. اول از همه، ترس از اشتباه و پشیمانی باعث می‌شود دست به انتخاب نزنیم، چون فکر می‌کنیم اگر تصمیم اشتباهی بگیریم، تا مدتها خودمان را سرزنش خواهیم کرد.

دوم، کمال‌طلبی است؛ جایی که منتظریم شرایط کاملاً ایده‌آل شود، غافل از اینکه چنین شرایطی هیچوقت پیش نمی‌آید. سومین دلیل، احساس نداشتن آمادگی کافیست؛ با خودمان می‌گوییم اگر اطلاعات بیشتر یا تجربه بالاتری داشتیم، راحت‌تر تصمیم می‌گرفتیم.

این موارد دست به دست هم می‌دهند تا گرفتار اهمال کاری در تصمیم گیری شویم و کار را به فردا و فرداها بسپاریم. در نهایت، گاهی تعلل در تصمیم گیری به خاطر ترس از بار مسئولیت است، چون وقتی تصمیمی می‌گیریم، عواقبش کاملاً روی دوش خودمان است و این سنگینی برایمان اضطراب‌آور می‌شود.

ترس از اشتباه و پشیمانی

یکی از عمیق‌ترین دلایلی که باعث می‌شود سر دوراهی‌های زندگی بایستیم و قدم برنداریم، ترس از اشتباه و پشیمانی است. در روانشناسی به تعویق انداختن کارها، این ترس ریشه در این باور ناخودآگاه دارد که اگر انتخاب اشتباهی داشته باشیم، تا مدت‌ها باید عواقبش را تحمل کنیم و خود را سرزنش کنیم.

اینجاست که مشکل تصمیم گیری برایمان شبیه یک بن‌بست می‌شود؛ چون فکر می‌کنیم اگر الان دست به انتخاب نزنیم، حداقل در امن و امان هستیم و قرار نیست فردا حسرت چیزی را بخوریم. غافل از اینکه همین بلاتکلیفی و نرسیدن به نتیجه، خودش منبع بزرگی از پشیمانی‌های بعدی می‌شود.

تعلل مزمن

 کمال گرایی و انتظار شرایط ایده‌آل

کمال‌گرایی و انتظار برای رسیدن شرایط ایده‌آل، یکی از مهم‌ترین عادت‌هایی است که باعث عقب انداختن تصمیم می‌شود. وقتی فکر می‌کنیم باید همه چیز در بهترین حالت ممکن باشد تا دست به انتخاب بزنیم، عملاً خودمان را در بن‌بستی گیر می‌اندازیم که پایانی ندارد.

این طرز فکر به ما می‌گوید فعلاً وقتش نیست، هنوز اطلاعات کافی نداریم، شاید بعداً شرایط بهتر شود و گزینه‌های بهتری پیش بیاید. غافل از اینکه زندگی هیچ‌وقت آن لحظه بی‌نقص و صد در صد ایده‌آل را جلوی پایمان نمی‌گذارد.

اینجاست که کمکم به ورطه اهمال کاری در تصمیم گیری می‌افتیم و روزها و ماه‌ها را با فکر کردن مداوم سپری می‌کنیم، بدون اینکه یک قدم به جلو برداریم.

مسئولیت گریزی ناخودآگاه

گاهی خودمان هم متوجه نیستیم که چرا سر دوراهی‌های زندگی می‌ایستیم و جلو نمی‌رویم؛ این همان مسئولیت‌گریزی ناخودآگاه است.

در این حالت، ذهن ما بدون اینکه به ما بگوید، ترجیح می‌دهد بار سنگین عواقب یک تصمیم را به دوش نکشد و برای همین مدام فرمان به تعویق انداختن تصمیم های مهم را صادر می‌کند. این مکانیسم دفاعی ظریف، ریشه عمیقی در ترس از انتخاب اشتباه دارد؛ چون اگر تصمیمی نگیریم، حداقل بعداً کسی نیست که ما را بابت نتیجه بد آن سرزنش کند.

اما نکته تلخ ماجرا اینجاست که این مسئولیت‌گریزی، خودش به مرور به یک عادت تبدیل می‌شود و ما را از تجربه کردن و رشد بازمی‌دارد.

 خستگی ذهنی و تصمیم زدگی

خستگی ذهنی و تصمیم‌زدگی دو مفهوم نزدیک به هم هستند که رابطه مستقیمی با به تعویق انداختن تصمیم های مهم دارند. وقتی در طول روز مجبوریم کلی انتخاب کوچک و بزرگ انجام بدهیم، مغزمان کمکم خسته می‌شود و دیگر انرژی کافی برای تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز ندارد.

به این حالت می‌گویند خستگی ذهنی. از طرفی تصمیم‌زدگی یعنی جایی که آن‌قدر با گزینه‌های مختلف و انتخاب‌های پیاپی روبرو شده‌ایم که دیگر توانایی سنجش درست را از دست داده‌ایم.

نتیجه اش چه می‌شود؟ ترجیح می‌دهیم همه چیز را به بعد موکول کنیم تا مغزمان کمی استراحت کند و دوباره بتواند شفاف فکر کند.

  • بعد از یک روز پر از انتخاب‌های ریز و درشت، دیگر حتی برای تصمیم‌های ساده مثل انتخاب غذا هم انرژی ندارید

  • وقتی با یک تصمیم مهم روبرو می‌شوید، ذهنتان قفل می‌کند و هیچ گزینه‌ای برایتان روشن و واضح نیست

  • ترجیح می‌دهید دیگران به جای شما تصمیم بگیرند تا از بار مسئولیت رها شوید

  • کیفیت انتخاب‌هایتان پایین آمده و بعداً از بعضی تصمیم‌هایتان پشیمان می‌شوید

شاید شما هم جزو آن دسته از افراد هستید که از شروع انجام کار ها می ترسید، پیشنهاد می کنیم با خواندن مقاله روش های غلبه بر ترس از شروع کار، این ترس را کنار بگذارید و وارد راه موفقیت شوید.

چرا تصمیم های کوچک را می گیریم ولی تصمیم های بزرگ را نه؟

حتماً برای شما هم پیش آمده که انتخاب لباس برای مهمانی یا اینکه امشب شام چی بخورید را خیلی سریع انجام می‌دهید، اما وقتی پای یک تصمیم بزرگ مثل عوض کردن شغل یا رفتن به یک رابطه جدید وسط می‌آید، همه چیز متوقف می‌شود.

دلیلش ساده است: تصمیم‌های کوچک معمولاً عواقب جدی ندارند، پس اگر اشتباه کنیم، خیلی هم برایمان مهم نیست و به راحتی از کنارش می‌گذریم. اما در مقابل، تصمیم‌های بزرگ با ترس و اضطراب شدیدی همراه‌اند؛ چون می‌دانیم اگر اشتباه کنیم، تا مدت‌ها باید با عواقبش زندگی کنیم.

برای همین ناخودآگاه فرمان عقب انداختن تصمیم صادر می‌شود تا حداقل فعلاً در منطقه امن بمانیم. اینجا دقیقاً جایی است که پای اهمال کاری در تصمیم گیری به میان می‌آید؛ یعنی همان عادتی که باعث می‌شود به جای حل مسئله، مدام آن را به فردا یا ماه بعد موکول کنیم.

شاید جالب باشد بدانید که این تعلل در تصمیم گیری ربطی به تنبلی ندارد، بلکه بیشتر به این خاطر است که ذهن ما نمی‌خواهد با ترس از ناشناخته‌ها و مسئولیت سنگین نتیجه کار روبرو شود.

اضطراب تصمیم‌گیری

نقش شرایط بی ثبات و اخبار منفی در فلج تصمیم گیری

حتماً این روزها حس کردید که اوضاع اطرافمان آنقدر سریع تغییر می‌کند که آدم گیج می‌شود. یک روز خبرهای خوب می‌آید، فردای آن روز همه چیز وارونه می‌شود. این بی‌ثباتی مدام به ذهن ما پیغام می‌دهد که صبر کن، فعلاً وقتش نیست، بگذار ببینیم بعداً چه می‌شود.

وقتی هر روز با موجی از اخبار نگران‌کننده بمباران می‌شویم، کمکم مغز وارد حالت محافظتی می‌شود و ترجیح می‌دهد هیچ تصمیمی نگیرد، چون نمی‌داند فردا قرار است چه بلایی سر آن تصمیم بیاید. اینجا همان جایی است که مشکل تصمیم گیری تبدیل به یک بحران واقعی می‌شود.

دیگر نه به آینده اعتماد داریم، نه می‌توانیم پیش‌بینی درستی از نتیجه کار داشته باشیم. برای همین می‌مانیم همان جایی که هستیم و دست نگه می‌داریم. این حالت در واقع همان فلج تصمیم گیری است؛ جایی که ذهن آنقدر از ابهام و پیش‌بینی‌نشدنی بودن شرایط می‌ترسد که ترجیح می‌دهد اصلاً حرکت نکند تا زمین نخورد.

اگر شما هم  آثار خستگی روانی از اخبار بد را در خود مشاهده می کنید، پیشنهاد میکنیم این مقاله را از دست ندهید.
نشانه هایی که می گوید دچار تعلل تصمیم گیری شده ایم

چطور از چرخه عقب انداختن تصمیم خارج شویم؟

خارج شدن از چرخه عقب انداختن تصمیم کار ساده‌ای نیست، اما شدنی است. بیشتر ما فکر می‌کنیم باید یک روز صبح از خواب بیدار شویم و ناگهان شجاع بشویم، در حالی که راه‌های عملی‌تری وجود دارد که کمکمان می‌کند قدم‌کوچک از این دور باطل بیرون بیاییم. در ادامه چند راهکار ساده اما مؤثر را با هم مرور می‌کنیم:

تصمیم را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کن:

وقتی یک تصمیم بزرگ مثل عوض کردن شغل یا مهاجرت را به بخش‌های ریزتر بشکنی، مغز دیگر آن را یک هیولای ترسناک نمی‌بیند. مثلاً به جای فکر کردن به “مهاجرت یا نه”، اول تحقیق کن، بعد زبان بخوان، بعد مدارک را جمع کن.

برای خودت زمان بندی کن:

بینهایت فکر کردن، بلای جان تصمیم‌گیری است. برای خودت یک بازه زمانی مشخص تعیین کن، مثلاً می‌خواهم تا دو هفته دیگر این مسئله را یک‌جورهایی تمام کنم، حتی اگر کامل و بی‌نقص نباشد.

بپذیر که صددرصد مطمئن نخواهی شد:

هیچ‌کس قبل از تصمیم از نتیجه نهایی خبر ندارد. اگر منتظر یقین صددرصد باشی، تا آخر عمر درجا می‌زنی. قبول کن ممکن است اشتباه کنی، اما این اشتباه هم تو را نابود نمی‌کند.

با یک نفر بلندبلند حرف بزن:

گاهی افکار در ذهن مثل یک گره کور می‌مانند. وقتی با یک دوست یا آدم با تجربه حرف می‌زنی، ناگهان چیزهایی برای خودت هم روشن می‌شود که تا قبل از آن نمی‌دیدی.

فهرست کن کدام بدتر است:

یک کاغذ بردار و دو ستون بکش. یک طرف بنویس اگر این کار را بکنم و نتیجه ندهد، چه اتفاق بدی می‌افتد. طرف دیگر بنویس اگر تصمیم نگیرم و همین‌طور بلاتکلیف بمانم، چه چیزهایی را از دست می‌دهم. معمولاً ترس از دست دادن، از ترس اشتباه کردن قوی‌تر است.

اولین قدم کوچک را همین امروز بردار:

یک کار خیلی ریز مربوط به آن تصمیم را پیدا کن و الآن انجام بده. مثلاً اگر درباره خرید خانه مردد هستی، همین امروز قیمت‌ها را یک نگاه سریع بنداز. این حرکت کوچک به مغزت ثابت می‌کند که می‌شود جلو رفت.

آیا همیشه عقب انداختن تصمیم اشتباه است؟

همیشه هم عقب انداختن تصمیم (Decidophobia) کار اشتباهی نیست. گاهی زندگی آن‌قدر پیچیده می‌شود که چند روز فاصله گرفتن از یک موضوع، کمکمان می‌کند با ذهن بازتر و آرامش بیشتر به ماجرا نگاه کنیم. مثلاً وقتی عصبانی هستیم یا خبر بدی شنیده‌ایم، اگر همان لحظه بخواهیم تصمیم مهمی بگیریم، احتمالاً بعداً پشیمان می‌شویم.

در این مواقع، یک تأمل کوتاه و آگاهانه می‌تواند ناجی ما باشد. فرقش با اهمال کاری در تصمیم گیری اینجاست که اینجا ما آگاهانه و برای مدت محدودی به خودمان فرصت می‌دهیم، بعد سر ساعت برمی‌گردیم و تصمیم را می‌گیریم.

اما وقتی پای اهمال کاری در تصمیم گیری وسط باشد، دیگر خبری از آن بازگشت آگاهانه نیست؛ ما بی‌نهایت درجا می‌زنیم و هر بار بهانه جدیدی می‌آوریم که فعلاً وقتش نیست. پس نکته کلیدی اینجاست: ببینیم این تأخیر موقتی و حساب‌شده است، یا تبدیل به عادتی شده که دارد فرصت‌های زندگی را از ما می‌گیرد.

عقب انداختن تصمیم مهم شاید در کوتاه‌مدت ما را از اضطراب انتخاب کردن دور کند، اما در بلندمدت آرامش را از ما می‌گیرد و فرصت‌ها را یکی‌یکی از دستمان درمی‌آورد.
نکته اینجاست که هیچ‌کس قرار نیست در لحظه تصمیم‌گیری صددرصد آماده باشد یا از نتیجه نهایی مطمئن. زندگی پر از ابهام است و ما ناچاریم گاهی با همین اطلاعات ناقص دست به انتخاب بزنیم.
شاید بهتر باشد به جای ترسیدن از اشتباه، به خودمان اجازه بدهیم گاهی زمین بخوریم و بلند شویم، چون همین حرکت رو به جلوست که ما را زنده نگه می‌دارد. اگر امروز سر دوراهی مانده‌ای، یادت باشد که بلاتکلیفی ماندن، از هر انتخاب اشتباهی انرژی بیشتری از تو می‌گیرد.
چرا تصمیم های مهم را مدام عقب می‌اندازیم؟
آیا ترس از تصمیم گیری طبیعی است؟
فرق تنبلی با تعلل در تصمیم گیری چیست؟
چطور بدون اطمینان کامل تصمیم بگیریم؟
کامنت‌های شما

شما هم ویدیوی خود را برای ما ارسال کنید

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
guest

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها