چگونه ذهنی باز داشته باشیم
داشتن ذهنی باز یعنی آمادگی برای شنیدن، بررسی و درک نظرات و تجربههایی که لزوماً با باورهای شخصی ما همسو نیستند. این ویژگی نه با ضعف شخصیت، بلکه با بلوغ فکری همراه است. برای داشتن ذهنی باز، باید تمرین انجام دهیم و قضاوتهای فوری خود را به تعویق بیندازیم.
وقتی با عقیدهای متفاوت روبهرو میشویم، بهجای اینکه بهدنبال رد کردن آن باشیم، سعی کنیم بفهمیم از کجا آمده و چرا برای گوینده آن مهم است. گاهی کافی است فقط چند ثانیه مکث کنیم و از خود بپرسیم: «اگر این حرف درست باشد، چه چیزی یاد میگیرم؟» ذهن باز با کنجکاوی تغذیه میشود، نه با تعصب.
میتوانیم با خواندن کتابهایی از زاویههای فکری مختلف، معاشرت با آدمهایی که مثل ما فکر نمیکنند، و حتی بازبینی باورهای خودمان، قدمبهقدم این توانایی را در خودمان پرورش دهیم. در ادامه، به پاسخ چگونه ذهنی باز داشته باشیم و به راهکارهایی برای پرورش ذهنی باز اشاره کردهایم:
- تمرین شنیدن بدون قضاوت (گوش دادن فعال)
اغلب ما انسانها بهجای اینکه واقعاً به سخن دیگران گوش دهیم، در حال فکر کردن به پاسخ خود هستیم. گوش دادن فعال، نخستین گام بهسوی پرورش ذهنی باز است. - پذیرش اشتباه خود
داشتن ذهنی باز یعنی پذیرش این واقعیت که دانستههای ما محدود است و همیشه فضایی برای یادگیری بیشتر وجود دارد. اشتباه، فرصتی برای یادگیری است. - برخورد با افکار متضاد، نه به عنوان تهدید بلکه به عنوان فرصت
هر دیدگاه متفاوت می تواند به ما زاویه تازه ای از واقعیت را نشان دهد، حتی اگر در نهایت آن را نپذیریم. - گذر از دایره امن اطلاعاتی
سعی کنیم گاها مطالبی را بخوانیم یا گوش دهیم که خارج از دیدگاه غالب ذهن ما است. این کار باعث شکستن چارچوب های ذهنی ما می شود. - ارزشیابی مستمر خود
برای داشتن ذهن باز شما باید مدام از خود سوال کنید. به طور مثال “چرا به این باور رسیده ام؟ آیا این دیدگاه نتیجه تجربه شخصی است یا تأثیر محیط و تربیت؟” و سوالاتی از این قبیل که شما باید از خود بپرسید.
6. پرهیز از قطعی نگری
عبارات “همیشه”، “هیچ وقت”، “قطعی است” را کمتر استفاده کنیم. زیرا در دنیا قطعیت وجود ندارد و خاکستری تر از آن است که فکرش را می کنیم.
باز شدن ذهن؛ یک مسیر تدریجی نه لحظه ای
هیچ فردی یک شبه ذهن باز پیدا نمی کند. باز شدن ذهن شبیه یادگیری یک زبان جدید است؛ نیاز به تمرین، صبر و مواجهه مداوم با چالش دارد. این فرآیند به مرور باعث می شود بتوانیم بهتر تصمیم گیری کنیم، از قضاوت های عجولانه فاصله بگیریم و روابط انسانی خود را بهبود بخشیم. در ادامه این مطلب به مراحل باز شدن ذهن اشاره می کنیم.
|
مرحله |
توضیح |
تمرین |
|
آگاهی |
شناسایی الگوهای فکری خود |
نوشتن افکاری که اغلب تکرار می شوند. |
|
تردید سالم |
زیر سوال بردن باورهای خود |
پرسیدن سوال اگر اشتباه کنم چه می شود؟ |
|
بررسی دیگران |
تحلیل دیدگاه های دیگران با نگاهی بی طرف |
نوشتن مزایا و معایب هر دیدگاه |
|
انعطاف ذهنی |
آمادگی برای تغییر ذهن و باور در صورت لزوم |
تمرین الگوهای فکری جدید و نوشتن یک دیدگاه متفاوت و دفاع از آن |
در این مسیر، مهم است که با خودمان مهربان باشیم. ذهن باز، تمرین می خواهد نه قضاوت کردن.
کتاب ذهن باز؛ چه بخوانیم؟
کتاب ها از قدرتمند ترین ابزارها برای گسترش مرزهای ذهنی ما هستند. اما هر کتابی هم مناسب باز کردن ذهن ما نیست. باید آثاری را انتخاب کرد که خواننده را به چالش بکشد، نه فقط از آن تأیید بگیرد. برای پرورش ذهن باز، کتاب هایی هستند که مانند پنجره هایی رو به جهان های جدید عمل می کنند. در ادامه به چند کتاب برای داشتن ذهن باز و پرورش آن اشاره شده است.
- بازاندیشی (Think Again) اثر آدام گرانت: این کتاب درباره قدرت تغییر نظر و بازنگری در باورها است.
- انسان در جستجوی معنا اثر ویکتور فرانکل : در کتاب انسان در جستجوی معنا شما با رنج و کشف معنای زندگی در دل سختی ها مواجهه می شوید.
- ذهن باز اثر آنتونی دی آنجلو : کتاب ذهن باز راهنمایی برای توسعه همدلی و داشتن تفکر انسانی است.
- تفکر نقاد اثر ریچارد پل : این کتاب در مورد تقویت قدرت تحلیل و فاصله گرفتن از جزم گرایی است.
- جهان سوفی اثر یوستین گردر : این کتاب از طریق داستانی جذاب، فلسفه و پرسش گری را وارد زندگی روزمره شما می کند.
شما باید این نکته را در نظر داشته باشید که همیشه لازم نیست با همه دیدگاه های کتاب ها موافق باشید. همین مسئله که آن کتاب ذهن شما را به فکر وادارد، به این معنا است که موثر بوده و پاسخی برای چگونه ذهنی باز داشته باشیم است.
چگونه ذهنی قوی داشته باشیم؟
ذهن قوی و ذهن باز مکمل یکدیگر هستند. ذهن قوی یعنی شخصی که به افکار خود تسلط دارد، اما در عین حال از بازبینی آنها نیز ترس ندارد. ذهن قوی، ذهنی است که با وجود فشارها، شایعات، کلیشه ها و موج های اجتماعی، توان تحلیل و تفکر مستقل را دارد.
ذهن باز پایه ی ذهن قوی است، چون اگر نتوانیم افکار دیگران را بشنویم، نمی توانیم افکار خودمان را نیز محک بزنیم. در ادامه به تقاوت بین ذهن قوی و ذهن ضعیف اشاره کرده ایم.
ذهن قوی با ذهن بسته فرق دارد :
- ذهن قوی :
- با اعتماد به نفس به دیگران گوش می دهد.
- از اشتباه کردن نمی ترسد.
- اهل بازنگری و یادگیری مداوم است.
- ذهن بسته یا ضعیف :
- از شنیدن نظر مخالف ناراحت می شود.
- دائماً در پی اثبات خود به دیگران است.
- تغییر را تهدید می بیند نه یک فرصت.
برای داشتن یک ذهن قوی شما باید یک سری تمرین انجام دهید. زیرا نکته اصلی در پرورش یک ذهن باز و قوی تمرین و تکرار مسائل تاثیرگذار است. در ادامه به این تمرین ها می پردازیم.
- نوشتن روزانه افکار و بررسی آنها به صورت منطقی
- انجام بازی های فکری و منطقی مثل سودوکو و یا شطرنج
- شرکت در بحث های سالم و منطقی بدون عصبانیت
- مراقبه برای افزایش تمرکز و کنترل ذهن
داشتن ذهنی باز، تنها زمانی مفید است که ریشه های فکری ما نیز قوی و سالم باشند. ذهن قوی به ما کمک می کند در دریای اطلاعات، غرق نشویم.
کتاب برای باز شدن ذهن
چگونه ذهنی باز داشته باشیم؟ در کنار کتاب های تخصصی، گاهی یک رمان یا زندگی نامه نیز می تواند ذهن ما را باز کند. گاهی داستان زندگی یک مهاجر، تجربه یک کودک در کشوری جنگ زده یا ماجرای تغییر باورهای یک دانشمند، بیشتر از یک کتاب تئوریک به ما درس می دهد. داستان هایی که در دل خود تجربه انسانی دارند، برای پرورش ذهن باز بسیار مناسب هستند. این نوع کتاب ها عبارت اند از:
- کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو : این داستان زیبا قصه ای استعاری درباره سفر درونی انسان را بیان می کند.
- سفر به شرق اثر هرمان هسه : کشف حقیقت در دل سفر از موضوعات اصلی این کتاب است.
- جهان چگونه مدرن شد؟ اثر استیون پینکر : در این کتاب نگاهی به روند تغییر اندیشه بشر در طول تاریخ انداخته شده است.
- چرا ملتها شکست می خورند اثر عجم اوغلو و رابینسون : در این کتاب شما تحلیل های تاریخی که به ما یاد می دهد چطور باورهای سیاسی و اقتصادی می توانند دگرگون شوند را مطالعه می کنید.
برای موفقیت در حل مسائل پیچیده، داشتن یک ذهن تحلیلگر بسیار حیاتی است. توصیه می شود از این مقاله دیدن کنید.
